|
|
|
|
|
سلام مهربانان
همانطور که بسیار روشن و پر واضح است شما نیز می دانید قصه ی فردا هنوز نوپایی ست تازه قدم برداشته و هنوز بسیار زمانها را باید بگذراند و بسیار جاده ها را بلغزد تا روزی به آرامی قصه های فردای امروز زندگی آسفالت را ٬ چون نغمه ای شاد ولی سوزناک به گوش همراهانش برساند. قصه ی فردا صدایی از گلوی خشکیده ی یک شخصیت زیبا سرشت دهکده ای جهانی نیست ٬ قصه ی فردا فریاد بزرگهایی است که خود را در کودکی بر باده رفته شان به جستجو نشسته اند. می دانم شایسته ی سخن با رهگذر بغض آلود فردا نیستم ولی می توانم به آرامی شما را دعوت به شایسته نمایش دادن فردا نمایم. دوست من ٬ شاید سوالی بزرگ در ذهن پر رونقت پدید آید که این سطرها برای چیست ؟ این عنوان برای چه نوشته شده است ؟ من برای چه در این ترافیک حروف به نظاره نشسته ام ؟ دیشب ٬ زمانی را که به مشاهده نظرات شما عزیزان اختصاص داده بودم ! با نظری ... ٬ به آسمان دهکده وب پرواز کردم و وب را به نظاره نشستم ! زیاده گویی شاید مرا ٬ تو را ٬ و یا ما را از سیر کردن در افکار بیرون خواهد کرد.
|
||