|
|
|
|
|
سلام دوستان من مدتی بود که دغدغه نوشتن در وب گاه قصه ی فردا را داشتم . حدود سه ماه و اندی - ولی بالاخره علاقه ام به وبلاگ نویسی و ارتباط با دوستان عزیز باز مرا روانه ی دریای بی کران وب کرد . راستش را بخواهید بسیار گفته ها با شماهایی که مرا تنها نگذاشته اید ٬ و آنهایی که با غیبت من غایب بودید دارم . از نوروز ٬ از شادی ها ٬ از غم ها ٬ از انتظارها ٬ از آرزوها ٬ از ناگفته ها ٬ از نوشته ها و ... دارم . امشب فقط آمدم تا بنویسم :
می نویسم ٬ فریاد میزنم ٬ فقط برای آنهایی که دوست دارند فریاد سکوت را درآورند.
حال به آینده زمانی ست که در نظرها گنجانده شده ٬ اما چشمها به باور نرسیده اند ٬ می آیم تا این ره را برای خود و تو و او آسان به نمایش بگذارم.
امیدی که بر من از شما جاری خواهد شد رویاهای بسیار انسانها را به حقیقت عاقلانه تبدیل خواهد کرد. منتظر پیام های گرمتان هستم. |
||