|
|
|
|
|
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق مي افتد. دوري، عشق را شدت مي بخشد و نزديكي، قوت. پيري مانع از عشق نيست. اما عشق تا حدي مانع از پيريست. هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم. عشق ناتمام مي گويد: من تو را دوست دارم چون به ادامه مطلب |
||