<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قصه ی فردا</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/</link>
<description>شاید فردا نیز شکسته باشد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Nov 2009 15:33:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چرا ؟؟؟</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام .... &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 15:33:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت زن در كشورهاي مختلف</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;1-اگر يک زن سيگار بکشد: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا به او مي گويند :زنيکه سيگاري &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران به او مي گويند : زنيکه معتاد فاحشه خياباني لجن! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2-اگر يک زن براي برابري حقوق زن و مرد تلاش کند: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا به او مي گويند : فمنيست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران به او مي گويند :تهمينه ميلاني &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3-اگر يک زن مورد تجاوز قرار بگيرد : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا او را به آسايشگاه رواني مي برند تا او را به زندگي اجتماعي باز گردانند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران او را به آسايشگاه رواني مي برند و او در آنجا خودکشي مي کند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در عربستان او را سنگسار مي کنند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4-اگر جسد زني در يکي از ميدان هاي شهر و درون يک کيسه پلاستيکي پيدا شود: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا : احتمالاً او يک زن خياباني و بي خانمان بوده. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران:احتمالاً شوهر غيرتي اش او را کشته &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشي از سنگسار به قتل رسيده است! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5-زنان: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و ... تحصيل نمايند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و .... به شرط تفکيک جنسيتي تحصيل نمايند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان اجازه دارند از بين بي سوادي و سنگسار يکي را برگزينند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6- &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا: مادر و پدر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان هستند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران: مادر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان:فرقي نمي کند که مادر مسئول چيست چون در هر صورت سنگسار مي گردد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7- اگر زني بخواهد از شوهرش جدا شود: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا:درخواست طلاق مي دهد و نيمي از سرمايه شوهرش به او ميرسد( زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني:دو هفته) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران:در خواست طلاق مي دهد و در صورتي که هيچ ادعايي نسبت به نفقه و مهريه نداشته باشد ميتواند از همسرش جدا گردد(زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني: 14الي 15 سال!) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان:درخواست طلاق ميدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8-يک دختر 18ساله: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا نيازي به اجازه کسي براي انجام کارهايش ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران تنها براي دست شويي رفتن و تنفس نيازي به اجازه کسي ندارد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان اصولاً هيچ اجازه اي ندارد!!! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9-تبريک ميگم شما پدر شديد.بچتون يه دختره &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا:oh my god&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران: خاک بر سرت حليمه! بازم دختر زاييدي؟!؟! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار يا زنده في القبر هذه الدختر! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10-زني به شوهرش خيانت کرد.... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در امريکا: طلاق .... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در ايران: فحش، کتک ، اسيد ، چاقو ، قتل ناموسي..... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عربستان: به دليل دلخراش بودن صحنه ها از بيان آن عاجزيم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Apr 2009 08:05:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه باید کرد ؟</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;      دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را هيچوقت نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 20:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمی جملات کوتاه اما ...</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>سلام&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;        دیرینه ی سکوت باز غوغایی به پا کرده است ، باز خونی را بر دستان چروکیده ی احساس مسافرخانه ی فردا پیشگان فراهم نموده است ، گاهی نمی دانم برای گاهی اوقات می نویسم و یا گاهی اوقات می نویسم ، آری تفاوت و حائل این ها را یافتن دیگر با حساب و هندسه رسمی از خود بر جای نمی گذارد و دیگر سکنه های امید را ویران نمی کند ، عجبا که این قلم و کاغذ عجب قصه هایی سر هم می کنند که گاه از خطوط پیشانی نیز سخت هضم تر است، خلاصه من که خود نیز نمی دانم چه کسی قلم را در دستانم می رقصاند ولی بر این باور رهایی ندارم که قلم گاه لحظه هایی را در دستانم خوب می رقصد . !&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;کمی جملات کوتاه اما ... در ادامه ی همین مطلب گرد هم آورده ام .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شاید شما را نیز به گونه ای زیباتر به رقصیدن بر روی کاغذ دعوت کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 20:29:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پراگ با انگشت‌های باران</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>در هیچ چیز نیست&lt;BR&gt;نه در آن‌چه به عبارات زیبایی و سبک بیان شدنی است&lt;BR&gt;نه دروازه‌ی«پادر» است، نه شهر قدیمی و نه  پل «چارلز»&lt;BR&gt;نه پراگ قدیم و نه پراگ جدید.&lt;BR&gt;در چیزهایی نیست که می‌توانند فروبریزند &lt;BR&gt;و نه در آن‌چه که می‌تواند از نو بنا شود.&lt;BR&gt;در پراگ افسانه‌ای‌ات نیست، در زیبایی ات نیست&lt;BR&gt;که تو در این جهان یگانه‌ای&lt;BR&gt;که عوض نمی‌شوی، حتی اگر آن‌ها ویرانت کنند&lt;BR&gt;شعرت دشوار است و من معماهایش را می‌گشایم&lt;BR&gt;همان‌جور که اندیشه‌های زنان محبوبمان را درک می‌کنیم&lt;BR&gt;هیچ‌کس نمی‌تواند تو را وصف کند، نمی‌تواند تو را رسم کند، نمی‌تواند آینه‌ای روبروی تو بگیرد&lt;BR&gt;نمی خواهم تو را بیش از آنی بشناسم که تو خود می‌خواهی خودت را بشناسی&lt;BR&gt;در هیچ چیز نیست&lt;BR&gt;نه در آن‌چه می‌تواند به زبانی روان افشا شود&lt;BR&gt;که می‌تواند در راهنمای توریست‌ها به وصف در آید&lt;BR&gt;در تمامیت هستی توست، در خوی پر رمز و رازش&lt;BR&gt;در چگونه پرنده‌ای بر پیشانی ات می نشیند&lt;BR&gt;در چگونه کودکی پدر و مادرش را صدا می‌زند&lt;BR&gt;وقتی آن‌ها در برابر تندیسی باروک عقب عقب می‌روند&lt;BR&gt;در چگونه دوچرخه سواری رکاب می زند، در خیابانی که کسی دارد آواز می‌خواند&lt;BR&gt;در بوی ترامواها وقتی زنگ‌های «سنت لورتو» به صدا در می‌آیند&lt;BR&gt;در چگونه ظرافتی توری بر پنجره‌های کلیساها و انبارهایت منعکس می‌شود&lt;BR&gt;در سوسیس که چه طعمی دارد در مغازه ای که تاریخش به جنگ‌های سی ساله بر می‌گردد&lt;BR&gt;در چه پرشدت به گوش می‌رسد زبان چک، در میدانی گریزان&lt;BR&gt;در چگونه سر قیمت چانه می زنیم، در صفحه فروشی&lt;BR&gt;در تو چگونه مرده‌ای، در تصویر کارت پستال‌ها وقتی پستچی  زنگ می‌زند&lt;BR&gt;در چگونه فروشندگان دکان‌های البسه،  زنان چاقی را قد می زنند،&lt;BR&gt;که نام خیابان‌های تو را با خود حمل می‌کنند&lt;BR&gt;در چگونه ژامبونی می‌درخشد، مثل خورشیدی که پشت «پترین هیل» غروب می‌کند&lt;BR&gt;من از مردان و زنانی هستم که عشق می‌ورزم&lt;BR&gt;اما  که مرا بر می‌آشوبد&lt;BR&gt;همان‌بهتر چیزی نخواستن و صادقانه سخن گفتن&lt;BR&gt;و اشتیاقی برای نامتناهی و جستجوی آن اشتیاق در تو&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 12:28:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت دوباره به جمع مهربان وبلاگ</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;سلام دوستان من&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مدتی بود که دغدغه نوشتن در وب گاه قصه ی فردا را داشتم . حدود سه ماه و اندی - ولی بالاخره علاقه ام به وبلاگ نویسی و ارتباط با دوستان عزیز باز مرا روانه ی دریای بی کران وب کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;راستش را بخواهید بسیار گفته ها با شماهایی که مرا تنها نگذاشته اید &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;٬ &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و آنهایی که با غیبت من غایب بودید دارم . از نوروز &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬ از شادی ها &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬ از غم ها &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬ از انتظارها &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬ از آرزوها &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬  از ناگفته ها &lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;٬ از نوشته ها و ... دارم .&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;امشب فقط آمدم تا بنویسم :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;می نویسم &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;٬ &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فریاد میزنم &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;٬ &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فقط برای آنهایی که دوست دارند فریاد سکوت را درآورند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال به آینده زمانی ست که در نظرها گنجانده شده &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;٬ &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما چشمها به باور نرسیده اند &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;٬&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; می آیم تا این ره را برای خود و تو و او آسان به نمایش بگذارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;امیدی که بر من از شما جاری خواهد شد رویاهای بسیار انسانها را به حقیقت عاقلانه تبدیل خواهد کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;منتظر پیام های گرمتان هستم.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 23:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و اما چه زود محبوب شدم</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>سلام مهربانان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       همانطور که بسیار روشن و پر واضح است شما نیز می دانید قصه ی فردا هنوز نوپایی ست تازه قدم برداشته و هنوز بسیار زمانها را باید بگذراند و بسیار جاده ها را بلغزد تا روزی به آرامی قصه های فردای امروز زندگی آسفالت را &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ &lt;/SPAN&gt;چون نغمه ای شاد ولی سوزناک به گوش همراهانش برساند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       قصه ی فردا صدایی از گلوی خشکیده ی یک شخصیت زیبا سرشت دهکده ای جهانی نیست &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ &lt;/SPAN&gt;قصه ی فردا فریاد بزرگهایی است که خود را در کودکی بر باده رفته شان به جستجو نشسته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       می دانم شایسته ی سخن با رهگذر بغض آلود فردا نیستم ولی می توانم به آرامی شما را دعوت به شایسته نمایش دادن فردا نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       دوست من &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ شاید سوالی بزرگ در ذهن پر رونقت پدید آید که این سطرها برای چیست ؟ این عنوان برای چه نوشته شده است ؟ من برای چه در این ترافیک حروف به نظاره نشسته ام ؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;       دیشب &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ زمانی را که به مشاهده نظرات شما عزیزان اختصاص داده بودم ! با نظری ... &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ &lt;/SPAN&gt;به آسمان دهکده وب پرواز کردم و وب را به نظاره نشستم ! زیاده گویی شاید مرا &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ تو را &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;٬ و یا ما را از سیر کردن در افکار بیرون خواهد کرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;و اما چه زود محبوب شدم&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.love30ty.xm.com/bibicity/09355646348.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;! حال برایم این سوال ها پیش آمده و پاسخش را از شما می طلبم&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;تا چه زمانی باید منتظر اینگونه ها باشیم ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;تا چه زمانی باید عقده هایمان را با این ابزار به نمایش بگذاریم ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;تا چه زمانی باید غصه ی این گونه شادی را بخوریم ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;  &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 22:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیر چنین بود</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;تقدیر چنین بود&quot; hspace=0 src=&quot;http://love30ty.xm.com/bibicity/taghdir-chenin-bod.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;گاهی ما نیز بی آنکه بخواهیم و یا حتی لحظه ای بر آن بیاندیشیم خود را درگیر در ماجرایی مجهول و بی هدف میابیم که دیگر خروج از چنین گردونه ای برایمان سخت می شود . در بیکاری هایم بیشتر از آن که تصورش را بکنید بر این میاندیشم که چگونه ما گاهی بی آنکه علاقه ای به داشتن چنین روزهایی داشته باشیم خود را درگیر ماجراهایی شاید شیرین ولی خانه مان سوز می نماییم. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;امروز مطلبی را که خواهید خواند داستانی واقعی است از زندگی تباه شده ی یک جوانی چون من و تو که هیچگاه تصور چنین اوضاعی را حتی در رویاهای شیرنش باور نداشت ولی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;جهت مشاهده و مطالعه ی این مطلب بر روی &quot; ادامه مطلب &quot; کلیک نمائید &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 21:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مطالب جالب و شنیدنی</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;         دوستان عزیز من گاهی نوشتن یا حتی انتشار کردن نیز برایم سخت می شود . من بر این باورم که نوشتن و یا انتشار کردن نیز بایستی با عشق و علاقه صورت پذیرد. می دانم دیر به روز شدن &quot; قصه ی فردا &quot; شما عزیزان را گاهی می رنجاند . من نیز از این نکته هر لحظه رنجیده ام . اما چه کنم که دوست می دارم هر بار با مطلبی متفاوت و یا نگاهی متفاوت به روز شوم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;        شاید دیگر فرصتی مناسب تر از این برایم پیش نیاید . پس فرصت را غنیمت می شمارم و از همه ی شما دوست دارانی که با نظرات مهربانانه ی خود چراغی پر فروغ بر این وب گاه روشن می نمایید تشکر می نمایم . شاید نام همه را در خاطرم نداشته باشم ولی این بر من هیچ پوشیده نیست که نفسهایتان در اعماق وجودم همیشه جاویدان خواهند بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;       مطلبی که امروز قصه ی فردا را به روز کرد شاید برای بسیاری از ما جالب باشد و شاید دانستن این کوتاه نوشته ها ما را زیباتر از آن که هستیم به چرخه ی فردا معرفی نماید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;با کلیک بر روی ادامه مطلب وارد این دنیای زیبا شوید&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jan 2008 23:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدی دیگر</title>
<link>http://bibicity.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>امروز هوس شعرهای فروغ را کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تولدی دیگر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;تولدی دیگر&quot; hspace=0 src=&quot;http://love30ty.xm.com/bibicity/forogh-farokhzad.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jan 2008 23:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bibicity&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>bibicity</dc:creator>
<guid>http://bibicity.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
